بایگانی برای‘شخصی’ دسته بندی

توانستن و خواستن

چهارشنبه, مرداد ۲۷م, ۱۳۸۹

توانستن همون خواستنه , فقط به شرط واقعی بودن و حذف تنبلی از این خواستن.

یکی از روزهای خوب خدا

سه شنبه, مرداد ۵م, ۱۳۸۹

دیگه انقدر که تو موقعیت های مختلف و مخصوصا رویدادهای مذهبی از رسانه های جمعی داخل مرزی اطرافمون صدای نوحه و مداحی و … خلاصه انواع و اقسام عزاداری هارو شنیدیم دیگه داره خیلی سخت باورمون می شه که تو مذهب هم می تونه جایی برای جشن و شادی وجود داشته باشه.

بهرحال امروز روز جشن و شادیه , اونم به بها و بهانه تولد آخرین امام شیعیان , یکی از اون روزهای خاص که تو سال یک بار بیشتر اتفاق نمی افته و خیلی جاها تو شهر که می ری از جاهای دولتی و غیردولتی و حتی شخصی سعی کردن محیطشون رو با چیزای مختلف تزیین کنن , خوردنی های زیادی هم ممکنه همراه با این تزیین ها برای مردم وجود داشته باشه.

می خواستم بگم تولد چند سالگیت مبارک , رفتم یه جستجو کردم دیدم طبق روایت های مختلف بین سال ۲۵۴ یا ۲۵۸ هجری قمری متغیر اعلام کردن که

این اختلاف ممکن است به دلیل پنهان نگه داشتن تولد آن امام بوده باشد.

ولی با اینحال به نظر می رسه سال ۲۵۵ هجری قمری محتملتر باشه چون بیشتر منابعی که دیدم به این تاریخ اشاره کرده بودن.

بی خیال , به حساب و کتاب ما که قد نمی ده , تولدت مبارک.

متشکرم , برای همه چیز

شنبه, تیر ۱۲م, ۱۳۸۹

خیلی وقت بود دوست داشتم این نوشته رو بنویسم ولی زمانش پیش نیومد , لذتش به وقتی بود که حال خوبی نداشته باشم.

این ماه ها , هفته ها , روزها و لحظه ها , زمان های خوبی برام نبود , خیلی از عوامل دست به دست هم دادن تا اینطور باشه.

با همین وضعیت می خوام تشکر کنم , از خدا , بخاطر همه چی , نه فقط چیزهایی که بهم داده و دارم , بخاطر چیزهایی که ندارم و حتی چیزهایی که از دست دادم.

خیلی چیزها دارم , خیلی چیزها ندارم و خیلی چیزهارو هم از دست دادم ولی می خوام بخاطر همه اونها خدارو خالصانه شکر کنم , برای این گفته خودم یه اعتقادی دارم و اونم اینه که شاید اگه اون نداشته ها و از دست داده هارو هم می داشتم امروز انقدر مغرور می شدم که نمی تونستم از خدا تشکر کنم.

متن زیر ترجمه ترانه Thank You Allah از آلبومی به همین نام از Maher Zain هست , یکی از ترانه هایی که خیلی بهش علاقه دارم.

من ازت خیلی دور بودم
با اینحال تو به من همیشه خیلی نزدیک بودی
منه سرگردون تو تاریکی گم شده بودم
من چشمامو به روی نشونه هات بسته بودم
به راه خودم رفتم
هرروز جلوتر رفتم
بیشتر و بیشتر ازت دور شدم
اُ … خدا , تو منو به خونه برگردوندی
ازت متشکرم با هر نفسی که می کشم.

خدایا شکرت , خدایا شکرت
همه خدارو ستایش کنین , همه خدارو ستایش کنین
خدایا شکرت , خدایا شکرت
همه خدارو ستایش کنین , همه خدارو ستایش کنین

من هیچ وقت فکر نکردم درباره
همه چیزهایی که تو بهم دادی
من هیچ وقت برای یکبار هم ازت تشکر نکردم
من برای دیدن حقیقت خیلی مغرور بودم
و سجده برای تو
تا اینکه اولین قدم رو برداشتم
و اون زمانی بود که درهارو برای من باز کردی
حالا خدا , من متوجه شدم چه چیزی رو گم کرده بودم
با دور بودن از تو.

خدایا شکرت , خدایا شکرت
همه خدارو ستایش کنین , همه خدارو ستایش کنین
خدایا شکرت , خدایا شکرت
همه خدارو ستایش کنین , همه خدارو ستایش کنین

خدا , من می خوام ازت تشکر کنم
من می خوام ازت تشکر کنم برای همه چیزهایی که بهم دادی
همه چیزهایی که در سراسر سال های از دست رفته بهم دادی
تو منو از همه راه هایی که اشتباه بودن هدایت کردی
و منو امیدوار کردی

اُ … خدا , من می خوام ازت تشکر کنم
من می خوام ازت تشکر کنم برای همه چیزهایی که بهم دادی
همه چیزهایی که در سراسر سال های از دست رفته بهم دادی
تو منو از همه راه هایی که اشتباه بودن هدایت کردی
من می خوام ازت تشکر کنم برای اینکه منو به خونه برگردوندی

خدایا شکرت , خدایا شکرت
همه خدارو ستایش کنین , همه خدارو ستایش کنین
خدایا شکرت , خدایا شکرت
همه خدارو ستایش کنین , همه خدارو ستایش کنین

خدایا شکرت , خدایا شکرت , …

در نگارش این نوشته مورد استفاده قرار گرفته:

ترجمه: