بایگانی برای‘شخصی’ دسته بندی

یک طلوع تا فردا فاصلست

دوشنبه, اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۹

غصه چی رو می خوری؟

فکر کردی آینده چیه که انقدر براش ناراحتی؟

می دونی امروز آینده دیروزه؟

از دیروز تا امروز هم فقط یک طلوع فاصله داشت , همین.

خوب و بدش دیگه گذشته , الان همون آینده ایه که انقدر براش ناراحت بودی , حالا قراره چکار کنی؟ قراره بازم غصه یه آینده دیگه رو بخوری؟ تو آینده ای که هیچ وقت برات از راه نمی رسه , بشینی و حسرت دیروز رو بخوری؟

یه کم در موردش فکر کن.

بهار زندگی؟!

شنبه, فروردین ۲۸م, ۱۳۸۹

بهار برای همه به نوعی معنای شروع دوباره و نو شدن داره , این می تونه تکرار گذشته باشه یا استقبال از آینده , اما چیزی که کاملا مسلمه اینه که گذشته برای هرکسی هرچقدر هم که پربار و قابل ستایش بوده باشه دوست نداره تو آینده هم دقیقا مثل اون رو تجربه کنه , دوست داره دوباره شروع کنه تا واقعا نو بشه.

راستی بهار زندگی چه زمانیه؟

من و یک عظمت در مقابل

جمعه, فروردین ۱۳م, ۱۳۸۹

همیشه در مقابل هر عظمتی احساس می کنم و از خودم می پرسم واقعا من چه اندازه ای از این عظمت هستم؟ آیا در مقابل اون چیزی هستم که حتی به اندازه ذره ای هم به نظر برسم یا نه؟

خواه این عظمت از مواهب طبیعی باشه یا دست ساخته های مصنوعی یا شاید بخشی از عظمت خدا یا نشونه های اون تو خلق خدا.

این عظمت هرچقدر بزرگتر باشه این احساس و این فکر تو نظرم پررنگ تر می شه و بیشتر احساس کوچک بودن پیدا می کنم.