شیطانی از نوع آمریکاییش
امروز صبح تو یه صفی ایستاده بودم و تقریبا جزء آخرین نفرا بودم , از اونجائیکه صف کمی شلوغ بود همه به یه نوعی می خواستن خودشون رو بکشونن جلوی صف , مثلا یه خانمی که تقریبا همراستا با من اومده بود همون اول کار برگشو گذاشت سر صف که با چندبار اعتراض یه آقایی روبرو شد , آخر امر هم برای اینکه کم نیاره گفت مگه صف خانوما از اینور نیست؟ انگار که اومده باشه صف نونوایی!
تو این گیر و دار یه آقای میانسالی اومد برگشو بذاره سر جایی که قبلا با قرار دادن یه برگه دیگه نوبتشو گرفته بود که با نفر قبلی خودش درگیر شد.
بگو مگوها که سر گرفتن نوبت و رسیدن به حق بالا گرفت , کار به تو نمی فهمی و چرا نمی فهمی و … کشید , جالب اینجاست که هردو نفر هم تقریبا همسن و سال بودن , دیگه دیدن چنین صحنه هایی و اینطور گلاویز شدن برای فردی تو این وضعیت یه کمی از غیرعادی غیرعادی تره.
بیشتر این سر و صدایی که یه دفعه ای بوجود اومد و تا حدی هم باعث به ریشخند گرفتن این دو نفر بوسیله جمع شد از ناحیه نفر پشت سری بود که میون کلامش به نفر مقابلش گفت شیطان نمی فهمه و تو شیطانی , تا اینجاش زیاد مشکل نداشت ولی نمی دونم چرا همین فرد یهو برگشت صداشو بالا برد که شیطان آمریکایی , تو نوکر آمریکایی و نوکر …
بالاخره این دو مرد با پریدن چند نفر از حاضرین به میون دعواشون از هم جدا شدن , تموم شد ولی کسی نفهمید قضیه این شیطان آمریکایی که تو جریان دعوا هی به عنوان ناسزا بکار می رفت چی بود و چه ربطی به موضوع داشت , فکر کنم بنده خدا تو یه لحظه خیلی جوگیر شده بود.