اولین سالگرد رفتن همیشگی یکی از بستگان

امروز اولین سالگرد فوت عمه بزرگم تو یکی از امامزاده های اطراف شهر که محل دفنش هست و بر سر مزارش برگزار می شه , مراسمم از ساعت ۲ شروع می شه , اگه بتونم برم و یه حضوری فیزیکی از خودم نشون بدم خیلی خوبه , قبلشم که باید برم به چندتا کاری که باید از قبل تعطیلات تاسوعا و عاشورا انجام می دادم بپردازم , جدیدا خیلی کارای عقب موندم زیاد می شه , خدا آخر و عاقبتمو بخیر کنه , بعدشم که باید بیام یه مقدار خودمو برای امتحانی که فردا صبح دارم آماده کنم , دیگه نمی دونم اینو چکار کنم.

این عمه بزرگم وقتی زنده بود زندگی خوب و راحتی نداشت , تو زندگی سختی های زیادی رو بخاطر شرایط زندگی و بچه هاش متحمل شده بود , با اینحال که سنی هم ازش گذشته بود جا به جایی های زیادی رو بخاطر تعدیل شرایط زندگیه بچه هاش به جون خرید , وقتی بهش فکر می کنم تنها چیزی که به ذهنم می یاد یه آدم دلسوز و مهربون و یه مادری دلسوز و مهربونتر بود , تو این دنیا که زندگیه راحتی نداشت ولی خدا کنه جایگاهش تو اون دنیا به عنوان یه زن و مادر راحتتر و آرومتر از این دنیاش باشه.

توجه به سرگذشتی که تا حالا به بعضی ها گذشته ناخودآگاه برای یه لحظه هم که شده آدمو به فکر فرو می بره.

تقریبا دو ماه قبل یکی از همسایه های قدیمی و اولیه کوچه ما بر اثر یه بیماری (نمی دونم چی بود) که مدتها باعث بیمارستانگردی و ناخوشیش شده بود از دنیا رفت , این همسایه ما چند سال قبل تو همون محلی که زندگی می کرد یه خونه قدیمی و کلنگی داشت که تو بهبوحه بساز و بفروش و آپارتمان سازی این خونه قدیمی و کلنگی تبدیل به یه خونه جدید و چند واحده شد , سهم این همسایه ما هم از این خونه جدید ۲ واحد اون بود که قرار بود یه تو واحدش خودش و خانمش بشینن و تو یه واحد دیگش هم پسر کوچیکش و عروس تازش بعد ازداوج ساکن بشن , زد و پسر کوچیک این همسایه ما تو یه تصادف بین شهری اونم قبل عروسیش و زمانی که همه دیگه داشتن کم کم شرایط و وسایل به راه انداختن عروسیه این آقا داماد رو فراهم می کردن کشته شد , بنده خدا لیسانس زبان انگلیسی بود و داشت برای تدریس همین رشته به یه شهر دیگه می رفت که این بلا به سرش اومد , راننده هم نبود و تو اون ماشین که خطی بین شهری هم بود یه مسافر بود , تو خانواده این همسایه ما سابقه فوت فرزند زیاد بوده و اینا قبل این ماجرا پسر بزرگ خودشون رو هم بر اثر تصادف ماشین و یه دختر خودشون رو هم بر اثر بیماری از دست دادن , خدا واقعا برای هیچ بنی بشری چنین وقایعی رو پیش نیاره.

بعد از این تصادف و از دست رفتن پسر کوچیک خانواده پدرش از قبل خیلی شکسته تر شد , یادش بخیر بیشتر وقتایی که از تو کوچه و مقابل درب ساختمون اونا رد می شدم این آقای همسایه بیرون روی یه صندلی نشسته بود و خدا می دونه که داشت به کجا نگاه می کرد و تو فکرش چی می گذشت.

مدت کوتاهی بعد از به پایان رسیدن مراسم مربوط به سوم و هفتم و ختم و چهلم این جوون عروس نیومده به خونه نامردی نکرد و با اینحال که به وضع روحی و اقتصادی این خانواده کاملا آگاهی داشت مهریه خودش رو به اجرا گذاشت و همون واحدی که قرار بود که این دو جوون برای زندگیه آیندشون توش ساکن بشن فروخته شد تا حق عروس خانم پرداخت بشه.

روزگار گذشت تا اینکه دو ماه پیش همسایه ما هم خیلی بی سر و صدا فوت کرد و از اون هم بی سر و صداتر مراسم اون.

شرمنده اگه ناراحتتون کردم , خدا همه رفتگان رو بیامرزه و به بازماندگانشون واقعا صبر در برابر مشکلات عنایت کنه , برای شادی روح خودمون (روح ما هم نیاز داره) و همه رفتگانمون نثار یه صلوات چیزی از کسی کم نمی کنه.

برچسب ‌ها:

یک دیدگاه بگذارید

http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_whistle3.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif 
http://www.mamali.ws/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif