GPRS می خوایم چکار , گازوییل که داریم

دوشنبه, بهمن ۷م, ۱۳۸۷

تو گشت و گذارهای اینترنتی چشمم به خبری از سایت خبرنگار افتاد که عنوان اون این بود :

GPRS برای باز کردن وب سایت نیست !

این خبر که در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۸۷ و به نقل از همشهری در این سایت منتشر شده پیرامون اظهار نظر و گفتگوی معاون بازاریابی و امور مشتریان شرکت ارتباطات سیار ایران با خبرنگار ایسنا درباره سرعت پایین سرویس GPRS برای مشترکان همراه اول صحبت می کنه , از اونجائیکه اظهارنظر این مقام مسوول و نقدی که بعد از گفته ایشون منتشر شده جالب توجه بود تصمیم به بازتر کردن این قضیه گرفتم.

گفته این مقام مسوول:

حمید ضیایی پرور: محمدمهدی عطوفی ، معاون بازاریابی و امور مشتریان شرکت ارتباطات سیار ایران ، در گفت‌وگویی با خبرنگار ایسنا، درباره‌ سرعت پایین سرویس GPRS برای مشترکان همراه اول گفته: « نباید انتظار داشته باشیم که مثلا مردم با استفاده از این سرویس بتوانند برروی گوگل یک وب‌سایت باز کنند. چون این کار به هیچ وجه به نفع همراه اول نیست که چنین سرعتی را برای این سرویس در نظر بگیرد و به این منظور شرکت ارتباطات سیار ایران به زودی برنامه‌هایی را ارایه می‌دهد که این برنامه‌ها می‌تواند مشکل مشترکان را در این زمینه حل کند. به گفته‌ عطوفی به صرف دیدن وب‌سایت نمی‌توان گفت که سرعت سرویس GPRS بالا است یا پایین زیرا این دو موضوع به هم ربطی ندارند. »

نقدی بر این گفته:

سال ها است که مشترکان تلفن همراه در ایران در آرزوی اتصال به اینترنت به وسیله تلفن همراه هستند ، آرزویی که البته سال ها است در سایر کشورها و به تازگی در افغانستان نیز جامعه عمل پوشیده و برای مشترکان صبور تلفن همراه در ایران هنوز در پیچ و خم ۷ خوان شرکت ارتباطات سیار است . از گرانی تعرفه اینترنتی موبایلی ایران که بگذریم سخنان این مقام مسئول دولتی حکایت از نگرشی دارد که بر مبنای آن مردم تنها مجاز به دریافت قطره چکانی سرویس های پیشرفته هستند . در حالی که امروز زیر ساخت بسیاری از فعالیتهای الکترونیک در دنیا مانند بانکداری الکترونیک ، شهر الکترونیک و دولت الکترونیک مبتنی بر تلفن همراه است . ما در شرایطی سخن از توسعه فناوری اطلاعات در ایران می رانیم که در پیش پا افتاده ترین مسایل فناوری اطلاعات دچار مشکل هستیم و برای ارایه سرویس اینترنت موبایلی از آنها تعهد نامه و امضا می خواهیم تا دست از پا خطا نکنند . البته نگرانی های فرهنگی بسیار ستوده است و برای جلوگیری از آسیبهای اجتماعی باید تدابیر مناسبی اندیشیده شود اما تا کی می خواهیم مردم را صغیر فرض کنیم و برای آنها باید و نباید تعیین کنیم ؟

واقعیت این است که ما تکنولوژی را با آن چنان اعمال شاقه ای در اختیار مردم قرار می دهیم که خود آنها عطایش را به لقایش ببخشند . به عنوان مثال بنده که سر و کارم به طور شبانه روزی با اینترنت است پس از چند بار استفاده از GPRS به دلیل مشکلات عدیده ای که با آن داشتم از جمله سرعت پایین ، قطع و وصل دائمی ، باز نکردن ایمیل های مبتنی بر برخی پروتکل های جدید ، قیمت گران و بالاخره تحت پوشش نبودن همه مناطق فعلا ، از طلا گشتن پشیمان گشته ام و به همان مس قناعت نموده ام .

لازم می بینم یه چند نکته ای رو به عنوان نقد این گفته های گهربار بیان کنم , البته با در نظر داشتن این نکته که درستی این خبر هنوز رسما رد نشده.

معمولا همه سعی می کنن برای رقابت و همینطور پیشرفت بیشتر امکانات بیشتری رو هم با خدمات و کیفیت بهتر و قابل قبول تر در اختیار مصرف کننده خودشون قرار بدن تا علاوه بر بدست آوردن رضایتمندی مصرف کننده تو مسیر توسعه فعالیت های خودشون هم با مشکلات کمتری از نظر بازارپسندی و کاربرپسندی مواجه بشن , حالا سوال اینه که چرا شرکتی که چندین ساله داره به قول مسوولین خودش کمیت و کیفیت خدماتش رو بالا می بره دست به چنین اشتباهی می زنه؟

آیا فقط واگذاری سیم کارت و پر کردن بازار از اون و فروش بالای اون هرچقدر هم که باشه نهایت کار و آرزوی این مسوولین محترمه؟ اگه واقعا اینطوره که جای بسی تاسف داره چون این تازه اول کار و آرزوی خیلی سطحی و زودگذریه.

درسته که برای ایجاد و رایج کردن هر امکاناتی نیاز به وجود زیرساختی هست ولی آیا در این چند سالی که هر از چندی اون رو به عنوان سابقه کاری به رخ کاربر خودتون می کشین این زیر ساخت ها به اندازه کافی تامین نشده؟ اگه نشده پس این همه ادعا برای چیه؟

همیشه برای نشون دادن راه توسعه تو این کشور طرح هایی چند ده ساله ارائه می شد , اینبار هم دورنمای طرح سال ۱۴۰۴ هجری خورشیدی رو نشون می ده , سالی که به گفته خیلی از مسوولین “ایران باید الهام بخش در منطقه و … باشه” , آیا با این روند؟

همیشه دلیل اصلی کم کردن دسترسی خیلی چیزها عدم توانایی و قدرت درک و استفاده درست کاربر از امکاناتی بوده که در اختیارش قرار می گرفته که این موضوع هم در جای خودش بحث زیادی رو می طلبه , اینبار کاربر قدرت درک چه چیزی رو نداره؟

اگر واقعا دنبال راه توسعه هستین راهش اصلا این نیست.

اول از تولید داخلی بعد از تولید دیگران

شنبه, بهمن ۵م, ۱۳۸۷

از اینکه باب این موضوع رو باز می کنم واقعا ناراحتم ولی این یکی از دردهای عده ای از مردم کشور و سهمی از رکود اقتصاد کشور مائه , متاسفم که هر روزه باید چنین روندی رو در مورد یکی از تولیدات و محصولات استراتژیک بخشی از خاک این کشور ببینیم و هیچ جواب و راه حلی هم برای رفع اون پیدا نکنیم.

تا حالا حتما بارها اسم محصولات و تولیدات وارداتی زیادی به گوشتون خورده که از کشورهای دور و نزدیک روانه بازار مصرف ایران می شن , تو این نوشته بیشتر قصد دارم به روند واردات ستم گونه محصولات و تولیدات غذایی به کشور بپردازم , برای سایر واردات به کشور هم شاید روند تا حدودی شبیه به این باشه البته نه برای همه اونها.

تو بازار ما و بین محصولات غذایی اقلامی از خارج از کشور وارد می شن که بدلایلی مثل عدم هماهنگی بین تولید داخل و مصرف کننده اون در کشور یا به عبارتی اختلاف بین عرضه و تقاضا این واردات کاملا اجتناب ناپذیر هست و باید برای رفع نیاز مردم بهرحال از جایی صورت بگیره.

اما در مقابل بخشی از این واردات نه تنها از روی نیاز صورت نمی گیره بلکه باعث خراب شدن بازار و پر شدن بی اندازه و غیرضروری اون از محصول مورد نظر می شه که این هم باعث به خطر افتادن اقتصاد کشور و هم اقتصاد تولید کننده های داخلی می شه که چند دلیل عمده و نزدیک به ذهنتر اون رو در زیر بیان می کنم:

  1. به فروش نرفتن تولید داخلی بدلیل پر بودن بازار از تولید خارجی.
  2. بروز ضربه اقتصادی به تولید کننده داخلی بدلیل فروش نرفتن تولیداتش در بازار کشور.
  3. خارج شدن بیهوده و غیرضروری ارز از کشور برای تهیه محصولی که مشابه یا بهتر از اون در کشور تولید شده بود.
  4. پایین اومدن معنادار قیمت محصول مورد نظر تو بازار و تحمیل فشارهای مالی بیشتر به تولید کننده داخلی.
  5. و خیلی ضررهای دیگه که آشکارا و یا غیرآشکارا به اقتصاد کشور وارد می شه.

باید توجه داشت که واردات به خودیه خود چیز بدی نیست و خیلی وقتها هم برای تامین نیاز لازمه ولی این مقوله هم باید اصولی و با مدیریت درست صورت بگیره , من کارشناس بخش اقتصاد کشور نیستم ولی این کار غیراصولی و غیر کارشناسی قسمتی از دردها یا بقول خودم حفره امنیتی اقتصاد , بازار و بخش وارداته.

اگه از تولید کننده داخلی ما برای داشتن تولید بیشتر و با کیفیت تر حمایت بشه , اگه پشتوانه ای برای رضایتمندی کسی که ثمره دسترنجش همپای بخش های سودآفرین دیگه کشور داره چرخ های توامندی این کشور رو می چرخه وجود داشته باشه , برای خیلی از محصولات نه تنها تولید داخل از نیاز بیشتر می شه که می تونیم صادرات اون محصول رو هم با مدیریت درست انجام بدیم (البته نه اینکه اول صادر کنیم و بعد برای خودمون کم بیاریم).

تولید کننده ای که پشتوانه نداره و حتی از واردات نابجای و غیراصولی محصول تولیدی خودش به اولین بازار فروشش ضربه می خوره چطور می تونه صادر کننده هم باشه؟

چرا به وقت به ثمر رسیدن محصول برنج کشور هرچقدر هم که تولیدش نتونه جوابگوی مصرف کننده باشه بازار بوسیله برنج تایلندی , پاکستانی , اروگوئه ای , عراقی و … پر می شه؟

چرا چای تولید داخل باید تو انبارها انبار بشه و خراب ولی چای اصل خارج و کشورهایی مثل سریلانکا تو بازار راحت در دسترس مصرف کننده قرار داشته باشه؟

چرا شکر باید انبار بشه تا نم بکشه ولی ازونطرف از کوبا وارد بشه؟

چرا مرغ پا کوتاه ایتالیایی به وقت عرضه مرغ داخلی به کشور وارد می شه؟

و خیلی چراهای دیگه …

اگه جواب اینه که چون قیمت و کیفیت محصول داخلی با هم تناسبی نداره , ریشه این درجه کیفیت و میزان قیمت باید اول تو تولید و بعد عرضه جستجو بشه که بی راه حل نیست.

وقتی کار و دسترنج زحمتکش این آب و خاک به این صورت جواب داده می شه اقتصاد رو دیگه واویلا.

خدا کنه حس وظیفه شناسی هم باشه

جمعه, بهمن ۴م, ۱۳۸۷

همونطور که تو عنوان و شرح تصویر زیر مشخصه تاریخ دریافت این عکس مربوط می شه به سه شنبه سوم دی ۱۳۸۷ و در ساعت ۱۲:۰۵

871003-tue-12-05

تو این تصویر که من اون رو بوسیله گوشی خودم و تو یکی از سازمان های دولتی گرفتم نمایی از در ورودی اتاق یکی از مسوولین اون اداره دیده می شه , دقیقا تو قسمت وسط این در و جایی که برای همه کاملا قابل مشاهده باشه پوستری قرار داشت که برام هم جالب بود و هم کمی سوال برانگیز.

روی این پوستر که در مورد نماز بود و بر مهم بودن اون تاکید داره نوشته ای به این صورت به چشم می خوره:

هنگام نماز طواف هم تعطیل است
اما,
کار شما چطور…!؟

عبارت زیباییه ولی جای چندتا سوال هم از طراح و نصب کننده اون وجود داره که:

  1. قبول که هیچ کاری در وقت نماز واجب تر از انجام این فریضه دینی نیست , ولی آیا نباید به این هم توجه داشت که رسیدگی به کار ارباب رجوع که همون خلق الله هست هم در جای خودش محترم و واجبه؟
  2. وقتی کار اداره های ما از ساعت ۸ صبح شروع می شه و تا اون عزیز کارمند هم بخواد بیاد پشت میز یا تو جایگاه خودش مستقر بشه و بخواد خودشو گرم کنه یه چند دقیقه و بلکه یه چند ساعتی طول می کشه , حالا بماند که برای صرف صبحانه و … دوستان گرامی کلا خارج از دسترس می شن , بعد از اون طرف برای ادای فریضه نماز , دعا و تعقیبات و … هم بعضی وقتا و در بعضی جاها دیده شده که از ساعت ۱۲ به بعد کار بطور کامل تعطیل می شه , پس کار مفید این وسط چقدر بوده؟ حس مسوولیت کجا رفته؟

یه بار تو یه اداره ای کارم به یه بنده خدایی که کارمند جزء یه بخشی بود گیر کرد , از صبح تا نزدیکیهای ظهر معطل پیدا کردن ایشون تو اداره خودشون شدم , چون می دونستم و به استناد گفته نگهبان اداره ایشون از اداره خارج نشده بودن , چند ساعتی رو به گشتن تو این اداره حداکثر ۲۰ اتاقه دنبال این آقا پرداختم تا بالاخره حدود ساعت ۱۱:۳۰ این کارمند بزرگوار رو در حال صرف صبحانه خودشون تو یکی از اتاق ها پیدا کردم , این مدت این آقا کجا بوده فقط خدا می دونه و حالا چرا تو این ساعت داره صبحانه خودش رو میل می کنه باز هم خدا می دونه.

اشتهای این آقا که به پایان رسید یه نگاه به برگه ما کرد و نیم ساعتی رو پشت میز خودش مشغول نوشتن دقیقا دو خط روی این برگه و درج یک امضا پای اون شد , ساعت کاری این آقا ساعت ۱۲ به پایان رسید , یا شایدم نرسید و شخصا اون رو به پایان رسوند.

بگذریم , حرف زیاده ولی چیزی که مهمه هرکسی مسوول رسیدگی به کارهای خودشه , چه خوبه که همه ما در کنار داشتن هرچیزی که برامون محترم و عزیزه حس وظیفه شناسی و مسوولیت خودمون رو هم در جایی که هستیم حفظ کنیم , این هم برای خود ما و زندگیمون ثمربخشه هم برای مردم ما و کشور ما.

پی نوشت : قصدم از نوشتن این مطلب توهین به هیچ دسته و گروه و سازمان بخصوصی نبوده , همونطور که تو تصویر هم قابل مشاهدست جایی که عنوان واحد فرهنگی سازمان نوشته شده رو سیاه کردم که مشخص نباشه , خیلی ها در جاهایی فعالیت می کنن که بیشتر هر کسی با واژه وظیفه و مسوولیت آشنایی دارن و بهش عمل می کنن , روی صحبت با کسانی بوده که با هر بهانه ای می خوان از زیر بار مسوولیت های محوله شونه خالی کنن.