اشتباه کوچکی که چند ماهه ویرایش نشد

شنبه, اسفند ۳م, ۱۳۸۷

چند ماه قبل وقتی قصد ثبت دامنه این وبلاگ رو داشتم برای پیدا کردن شرکتی معتبر که دامنه رو از ثبت کننده مورد نظرم و با قیمتی عقلانی تر ثبت کنه وب سایت چند شرکت فعالیت در این زمینه رو بررسی کردم که یکی از اونها وب سایت شرکتی بوده که با راه اندازی و بکارگیری از یک موتورجستجوی صد البته بی استفاده که فقط با فهرست کردن واژه های کلیدی پرکاربرد مثل یک بمب گوگلی کاربرها رو به وب سایت خودش هدایت می کنه. تو مشاهده بخش سفارش دامنه این وب سایت نظرم بیشتر به روی قیمت پایینتر هزینه ثبت دامنه ای بدون اجاره فضا در مقابل قیمت بالاتر هزینه ثبت اون با اجاره فضا جلب شد , از اونجائیکه ثبت دامنه برای این شرکت ها بیشتر حکم یک مکمل انجام وظایف رو داره و عامل سودآوری به حساب نمی یاد عده ای از اونها این فرق قیمتی رو برای تشویق کاربر به اجاره فضا از شرکتشون پیاده می کنن یا اینکه حتی در قبال خرید مقداری فضا یا دریافت نمایندگی و … با اهدای اجازه ثبت رایگان یک یا چند دامنه کاربر رو به انجام اینکار ترقیب می کنن.

a-small-mistake-in-domain-order-section

همون زمان با بخش پشتیبانی این شرکت تماس گرفتم و مورد رو به پاسخگوی اون گفتم ولی الان با گذشت چند ماه زمان هنوز هم کسی پیدا نشده که این صفحه بیچاره رو کمی ویرایش کنه. مسئله این اشتباه نگارشی خیلی کوچک و بی اهمیت نیست , مسئله مهم اینه که متاسفانه خیلی از کاربرها , شرکت ها و سازمان ها علاوه بر سرمایه مادی خودشون (هرچقدر هم کوچک باشه) تمام اعتباری کار اینترنتی خودشون رو به جایی می سپرن که هنوز تو رسیدن به امور خودش مشکل داره , نمونه های خیلی بدتر و کاری تر از این هم دیده شده و تذکر داده شده ولی کو گوش شنوا؟!

پی نوشت: مشکل بوجود اومده تو نصب درایور چاپگر که دیروز در موردش صحبت کرده بودم به صلاحدید و اتفاق نظر چند تن از دوستان با یک بار عوض کردن سیستم عامل و نو شدن اون برطرف می شه. (البته اگه وقتش باشه که خیلی خوبه.)

ما چوب و سنگ و گِل نیستیم , آدمیم ولی

دوشنبه, بهمن ۲۸م, ۱۳۸۷

مرحوم محمدرضا آقاسی که یکی از شاعران و دوست داران پیامبر و خاندانش بود با وجود اینکه حتی درس زیادی نخوند و دارای تحصیلات بالایی هم نبود شعرهایی در بزرگداشت این خاندان سرود و به زبان آورد که آدم تو معانی عمیق و ریز این سروده ها می مونه , البته درونمایه همه آثار ایشون به همینجا خلاصه نمی شه و به جنبه هایی از مسائل پیرامون اصول دین هم می پردازه.

چند بیتی که در زیر از یکی از شعرهای زیبا و پرمعنای ایشون انتخاب شده دارای درونمایه اصول توحید , معاد و نبوت هست و وصف حال و احساس بتیه که پرستیده می شه:


ساقی سرمست ما دیوانه نیست
سرگذشت انبیاء افسانه نیست

آنچه در دستور کار انبیاست
جنگ با مکر و فریب اغنیاست

چیست در انجیل و تورات و زبور
آیه های نور و تسلیم وحضور

جمله ی ادیان ز یک دین بیش نیست
جز الوهیت رهی در پیش نیست

خانقاه و مسجد ودیر و کنشت
هر که را دیدم به دل بت می سرشت

لیک در بتخانه دیدم بی عدد
هر صنم سرگرم ذکر یا صمد

یا صمد یعنی که ما را بشکنید
پیکر ما را در آتش افکنید

گر سبک گردیم در آتش چو دود
میتوان تا مبداء خود پر گشود

ای خدا ای مبداء و میعاد ما
دست بگشا بهر استمداد ما

ما اسیر دست قومی جاهلیم
گر چه از چوبیم و از سنگ وگِلیم

ای هزاران شعله در تیغت نهان
خیز و ما را از منیت وا رهان

بله , این واقعیت داره که همیشه تو طول تاریخ بین جبهه حق و باطل یکی بر سر رسیدن به حقانیت گفتار و کردار و یکی دیگه هم بر سر رسیدن به منافع بیشتر و جذب بیشتر قدرت و ثروت اختلاف بوده و هیچ وقت بین این دو جبهه صلحی نبوده , اختلاف ها که کمی بالاتر می گرفت و کار برای دسته ای از نصیحت و نرمی و برای دسته ای دیگه هم از محافظه کاری و تطمیع کردن می گذشت این اختلاف به جنگ و مقابله بی پرده تبدیل می شد.

این مخالفت ها و جنگ ها بر سر رسیدن به حق بود , یکی حقی که وجود داشت و همه تو نهان وجود خودشون به وجودش معترف بودن و یکی هم بر رسیدن به حقی که می دونست حقش نیست ولی خب جاه طلبی و سرکشی این موجود دوپا بعضی وقتا ممکنه چشم سر و دلش رو روی درک درست خیلی از واقعیت ها ببنده.

امروز چهلمین روزه واقعه عاشورائه , شاید خیلی ها مقابله امام حسین و اون دسته کمی که یارش بودن رو در مقابل دسته بزرگی که به جنگ باهاش اومده بودن و باعث شهادت بیشتر یارای امام و به اسارت برده شدن باقیمانده ها شد رو فقط یه جنگ قومی و قبیله ای و شایدم در نوع بالاترش یه جنگ نابرابر بدونن.

درسته این یک جنگ نابرابر بود , هم در تعداد افراد و هم در نوع جنگ , جنگ هم بین کسانی بود که شاید در ظاهر همدیگه رو می شناختن ولی در باطن نه , نه اونایی که طرف امام بودن می دونستن نزدیکان و اقوامشون یه همچین موجوداتی هستن و نه اونایی که در طرف مقابلشون بودن شناخت درست و بجایی از امام و هدفش داشتن.

قبل از هر چیز مهم هدف این جنگ بود که با انجام شدنش عده ای مُردن و هدف ها و حقیقت هایی زنده شدن , بعد از اون باید به مسائلی چون نابرابری بین تعداد افراد و نوع مقابله و … پرداخت.

بعضی وقتا پیش خودم فکر می کنم اگه امام حسین تو این زمان بود و قصد انجام چنین کاری رو می کرد آیا ما هم تو دسته یارانش بودیم یا دشمنانش؟ آیا تعداد یارای امام بیشتر از اون ۷۲ نفر می بود؟

نمی دونم , شاید وظیفه ما تو این زمان باید این باشه که هدف رو روشن بشناسونیم تا این طرفی و اون طرفی بتونن راه خودشون رو درست انتخاب کنن.

کاش خیلی از آدما از موهبت اختیار خودشون بهره ببرن و روحیه حق طلبی رو از همون سنگ و چوب و گِل به ظاهر مُرده یاد بگیرن.

پی نوشت : چهلم واقعه عاشورا رو به هر کسی که تفکر می کنه چرا عده ای رفتن و عده ای ماندن و عده ای ساختن تسلیت می گم.

حکمت نمک خوری و نمکدون شکنی

یکشنبه, بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷

واقعا من تو حکمت کار بعضی ها موندم , چرا یه عده که تعدادشون هم خیلی کمه وقتی خودشون هم از امکانات وسیله ای استفاده می کنن که کاربری عمومی داره و ممکنه برای استفاده دیگران هم باشه دست آخر که کارشون با اون وسیله به پایان می رسه حتما باید یه بلایی سرش بیارن تا بتونن از جاشون بلند شن , طوریکه انگار حتما باید از این استفاده خودشون یه ردپایی به جا بذارن؟

انگار اگه اون روز یه فتنه ای ازشون صادر نشه روزشون تموم نمی شه , مثلا اگه رفتن یه آموزشگاهی مثل آموزشگاه رایانه حتما باید رو اون سیستمی که خودشون یا دیگران دارن ازش برای یادگیری استفاده می کنن یه حرکت متحرالعقولی صورت بدن که کار بقیه افرادی رو که می خوان از اون به بعد از اون سیستم استفاده کنن رو دچار مشکل کنن.

دیروز رفتم به آموزشگاه رایانه یکی از دوستان که اونجا تدریس می کنه , اومدم یه سیستمی رو روشن کنم که دیدم به محض بالا اومدن ویندوز با باز شدن یه پنجره مربوط به DOS سیستم عامل سریع Log off می شد , تابلو بود که مشکل از کجاست , سیستم رو در حالت Safe Mode راه اندازی کردم و رفتم سراغ Startup و دیدم که بله یه آدم مزاحم برداشته یه فایل با ساختار .BAT و با دستور Shutdown کردن رو تو این قسمت کپی کرده.

یه بار دیگه هم یکی اومده بود رو کاربر اصلی سیستم رمز گذاشته بود , ما که هر وقت بریم اونجا یکی از اولین کارامون احیا کردن این سیستم های دستکاری شدست , اینا مشکلات حادی نیست ولی برای کاربرهای تازه کار چرا , برای بقیه هم که می دونن کرم از کجا رشد پیدا کرده اعصاب خوردکنه , خنده داره که چیزی هم از دستشون بر نمی یاد فقط می خوان یه کاری انجام داده باشن.

این فقط یه مثاله , حساب کنین حکم کسی که از یه وسیله عمومی تر مثل انواع وسایل نقلیه یا سایر امکانات شهری استفاده می کنه , یا به یه مکان تفریحی , تاریخی یا جای دیگه می ره و روی در و دیوار اونجا یادگاری می نویسه , یا چیزی رو از اونجا کم یا بهش زیاد می کنه چیه؟

حتما همه باید بفهمن یه آدمی که بویی از آداب و اخلاق استفاده درست از امکانات و اماکن عمومی نبرده قبل اونها اونجا بوده؟

بعضی وقتا کمی خجالت کشیدن هم بد نیست.