عید نوروز مبارک باد

شنبه, اسفند ۲۹م, ۱۳۸۸

جشن نوروز , جشن نو شدن و شروع دوباره , یادگار ارزشمند گذشتگان بر همه و بخصوص بر هرکسی که به هر دلیلی نمی تونه تو این لحظه های بزرگ و قشنگ کنار خانواده خودش باشه مبارک باد.

happy-nowruz-from-darius-king

فردا ۱ فروردین (۲۱ مارس) هم با مصوبه ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) مجمع عمومی سازمان ملل به عنوان روز جهانی عید نوروز , با ریشه ایرانی به رسمیت شناخته شده.

united-nations-logo

امیدوارم سال نو برای همه شروعی دوباره برای بهتر شدن و بهتر بودن باشه.

عید قربان , عید قربانی نَفس یا جشن کباب خوران؟!

شنبه, آذر ۷م, ۱۳۸۸

روزی که بواسطه عشق و از خودگذشتگی در پذیرش فرمان خدا , حضرت ابراهیم برای قربانی کردن اولین فرزندش “اسماعیل” اقدام کرد , در ادیان مختلف الهی و بخصوص اسلام دارای ارزش زیادی شد , بدیهیه که وقتی کسی سال ها (به استناد از کتاب سِفر پیدایش ۸۶ سال) در انتظار داشتن فرزندی باشه فدا کردن اون در راه انجام فرمان خدا چیزی جز خلوص نیت و داشتن ایمان واقعی به فرمان خدا نمی تونه باشه.

این روز در نظر مسلمانان به حدی ارزشمنده که به عید قربان نام گرفت و در بعضی موارد از اون به عنوان بزرگترین عید مذهبی مسلمانان هم یاد می شه.

در این روز که دهمین روز از ماه ذی الحجه هست بر زیارت کنندگان کعبه در مراسم حج واجبه که بعد از به پایان رسیدن مناسک حج به یاد فرانبری حضرت ابراهیم , حیوانی رو در راه رضای خدا قربانی کنن , با توجه به بزرگ بودن عبادت حج در نظر مسلمانان , با موفقیت به پایان رسوندن مراسم اون برای هر زیارت کننده ای افتخارآفرینه.

در روز عید قربان خیلی از مسلمانان در سراسر جهان همپای زیارت کنندگان کعبه اقدام به قربانی حیوانی می کنن تا گوشت حاصل از اون رو بین گرسنگان و فقرا تقسیم کنند تا اونها هم به غذایی برسن.

اما اینکه چرا چنین عید بزرگی برای بعضی ها از جلوه ای برای ابراز خلوص نیت در انجام فرمان خدا و انفاق در راه رضای خدا به مراسمی برای همنشینی با خانواده و دوستان تبدیل شده تا جشن برای کبابخوری ایجاد بشه واقعا جای سوال داره , برای این دسته از افراد (اگه خودشون رو واقعا مسلمان هم می دونن) از اسلام چیزی جز مثل همون پوست گوسفند قربانی باقی نمونده.

پی نوشت: عید قربان رو به هر کسی که می دونه و می خواد بدونه که هدف از این قربانی دادن ها چیه تبریک می گم.

انیشتین سر سفره هفت سین دکتر حسابی

یکشنبه, فروردین ۲۳م, ۱۳۸۸
albert-einstein

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله “بور”، “فرمی”، “شوریندگر” و “دیراگ” و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: ” برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین ۲۰دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن ۱۰هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد.”

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: ” وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن ۱۰هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است.”

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت” دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با “س” شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی ۷ انتخاب بوده است. تنها سبزه با “س” شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با “م” به نشانه ی جنبش، آینه با “آ” به نشانه ی یکرنگی، شمع با “ش” به نشانه ی فروغ زندگی و … همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه ۱۰هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : “ما در مملکت خودمان ۲۰۰ سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از ۱۰هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!”

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.

در نگارش این نوشته مورد استفاده قرار گرفته:

  • خاطرات مهندس ایرج حسابی